این صفحه را صفحه ی خانگی خود کنید

شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : یکشنبه 16 دی ماه سال 1386 در ساعت 16:06
نویسنده : محمد
عنوان : خاطره ( احمد شاملو )

شب
سراسر
زنجیر زنجره بود
تا سحر،

سحرگه
به‌ناگاه با قُشَعْریره‌ی درد
در لطمه‌ جان ما

جنگل
از خواب واگشود

مژگان  حیران  مرگش را
پلک آشفته‌ برگش را،
و نعره‌ی اُزگَل  ارّه‌ زنجیری

سرخ
بر سبزیه نگران  دره
فروریخت.

تا به کسالت زرد تابستان پناه آریم

دل‌شکسته
به‌ترک کوه گفتیم. . .