این صفحه را صفحه ی خانگی خود کنید

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 00:36
نویسنده : محمد
عنوان : آتشی در سایه مژگان من

My Love Mozhgan

               ای شب از رویای تو رنگین شده               
سینه از عطر تواَم سنگین شده
 ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی ام ، بخشیده از اندوه بیش

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تواَم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی ام ، بخشیده از اندوه بیش
ای مرا ، با شور و شعر آمیخته ،
این همه آتش به شعرم ریخته ،


همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستی ام ز آلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
ای مرا با شور و شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته


آه ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمین های جنوب
آه آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سیراب تر
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
ای مرا با شور و شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخت