این صفحه را صفحه ی خانگی خود کنید

FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : جمعه 18 آبان ماه سال 1386 در ساعت 03:45
نویسنده : محمد
عنوان : جان جانانم

MOZHGAN.BLOGSKY.COM

تا به مژگان سیاه تو نظر کردم

بهر صد تیر غمت سینه سپر کردم

نازنینا تو چون روح و روان منی

سر به پایت نهم گر مژه بر هم زنی

بهر تو جان بیفشانم

ای جان جانانم



زمان ثبت : جمعه 18 آبان ماه سال 1386 در ساعت 03:30
نویسنده : محمد
عنوان : کاروان اشک

MOZHGAN.BLOGSKY.COM

تو می گفتی جدایی گر نباشد عشق می میرد ولی هرگز نمی گفتی قانون جدای نیز در خود منطقی دارد همه دارای ام دوچشم بود و کاروانی اشک که می کردم نثار مقدم راهت گه رفتن ولی آن شب چنان رفتی چنان تعجیل درتصمیم که ازآن برکه ی قدس فقط گودال خاموشی پر از زخم شکایت ماند تو رفتی واشارتهای رمز الود مژگانم همه از گوشه ی چشم چپم مایوس کوچیدندواینک ای کلیم عشق ای تفسیر دلتنگی شبی از دوردست جنگل حسرت به نجوای دل انگیزی صدایم کن که من از چنبر خواب فراموشی
رها گردم وبا هرم دهانم شمع فریادی بدین مضموم بیفروزم بیا دست قشنگ مهربانت را عصایم کن که برخیزم وشورانگیز شوق الود به دامان شقایقها بیاویزم



زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 13:56
نویسنده : محمد
عنوان : سکوت

DEAR MOZHGAN  I LOVE U

سکوت اگر نشانه ی رضا بود چگونه باور نکنم سکوت گویای تو را
نگاه اگر پیام آشنا بود چرا تمنا نکنم نگاه گیرای تو را
به دلم نقش وفا خطوط مژگان تو زد
به شبم رنگ سحر فروغ چشمان تو زد
به چشم مستی بخشت زعشق اثر می بینم
ز جلوه ی فروردین شکفته تر می بینم
سکوت گویای تو را نگاه گیرای تو را



زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 13:43
نویسنده : محمد
عنوان : بید مجنون

MOZHGAN.BLOGSKY.COM

در بر آن بید مجنون
آن شب غمگین پای
قصه دل می سرودی
با نوای محنت انگیز
گفتی از من با وفاتر
با غم تو آشنات
هر چه بشتابی نیابی
من بهدین افسون شدم افسانه تو
اینچنین دیوانه ای دیوانه ی تو
رفتی ای برگشته مژگان
تا تب این عشق سوزان
در دلم آتش فروزد
تار و پودم را بسوزد...



زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 13:27
نویسنده : محمد
عنوان : نشانی از تو می بینم

MOZHGAN.BLOGSKY.COM   

  درآن رنگین کمان پیرو خسته در آن اشکی که بر مژگان نشسته
     درآن جامی که خالی مانده از می در آوایی که برمی خیزد از نی
نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم
نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم
در اندوه غریبان در آه بی نصیبان
در آن شبنم در آن گل در عشق پاک بلبل
در ایام بهاران در آب چشمه ساران
در آن سر گشتگیها در این گمگشتگیها
نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم
نشانی از تو می بینم سراغی از تو می گیرم



زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 13:12
نویسنده : محمد
عنوان : اشک آتشین

MOZHGAN.BLOGSKY.COM

همه شب نالم چون نی که غمی دارم
دل و جان بردی اما نشدی یارم
با ما بودی بی ما رفتی
چون بوی گل به کجا رفتی
تنها ماندم تنها رفتی

چون کاروان رود فغانم از زمین بر آسمان رود
دور از یارم خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی
اسیر عشقم چنان که دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای کن که میتوانی
گر ز دل برآرم آهی
آتش از دلم خیزد
چون ستاره از مژگانم
اشک آتشین ریزد



زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 01:18
نویسنده : محمد
عنوان : عشق یعنی . . .

My Love Mozhgan

عشق یعنی رازقی ، یعنی نسیم
عشق یعنی مست گشتن از شمیم
عشق یعنی آفتاب بی غروب
عشق یعنی آسمان ، یعنی فروغ
عشق یعنی آرزو ، یعنی امید
عشق یعنی روشنی ، یعنی سپید

عشق یعنی غوطه خوردن بین موج
عشق یعنی رد شدن از مرز اوج
عشق یعنی از سپیده تا سحر
عشق یعنی پا نهادن در خطر
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی دست در دست نگار

عشق یعنی رقص آب و آینه
عشق یعنی عقل شد مدهوش تو
عشق یعنی مست در آغوش تو
عشق یعنی لب به لب انداختن
عشق یعنی جامه را انداختن

عشق یعنی لحظه های بی قرار
عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار
عشق یعنی اشتیاق و اضطراب
عشق یعنی دلهره ، یعنی شتاب
عشق یعنی اشک ، یعنی عاطفه
عشق یعنی یادگاری ، خاطره

عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب
عشق یعنی خواستن ، له له زدن
عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن
عشق یعنی سالهای عمر سخت
عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ
عشق یعنی با "خدایا" ساختن

عشق یعنی چون خدا تو را دوست داشتن

عشق یعنی تو     دوستت دارم مژگان من



زمان ثبت : پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386 در ساعت 00:36
نویسنده : محمد
عنوان : آتشی در سایه مژگان من

My Love Mozhgan

               ای شب از رویای تو رنگین شده               
سینه از عطر تواَم سنگین شده
 ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی ام ، بخشیده از اندوه بیش

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تواَم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادی ام ، بخشیده از اندوه بیش
ای مرا ، با شور و شعر آمیخته ،
این همه آتش به شعرم ریخته ،


همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستی ام ز آلودگیها کرده پاک
ای تپشهای تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
ای مرا با شور و شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته


آه ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمین های جنوب
آه آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سیراب تر
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب ، پا تا سرم ایثار شد
ای مرا با شور و شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخت



زمان ثبت : چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386 در ساعت 21:26
نویسنده : محمد
عنوان : موزیک زیبای ناوک مژگان برای دانلود

ترانه زیبا وسنتی ناوک مژگان با صدای نادر گلچین تقدیم به مژگان عزیزم

متن ترانه:

از نوک مژگان می زنی
تیرم چند  تیرم چند  تیرم چند

غم عشقت مرا
از پای افکند پای افکند پای افکند
از نوک مژگان می زنی
تیرم چند  تیرم چند  تیرم چند
غم عشقت مرا
از پای افکند  پای افکند  پای افکند

چرا می زنی می زنی می زنی می زنی  یار
چرا می کشی می کشی می کشی می کشی یار
تو با ناوک مژگان همه خلق جهان را
همه پیر و جوان را  جانم
همه پیر و جوان را

ترانه با کیفیت ۶۴ و حجم 680 کیلو برای دانلود:

 لینک دانلود 



زمان ثبت : چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386 در ساعت 14:45
نویسنده : محمد
عنوان : به مژگان سیه کردی...
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمالا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادجهان پیر است و بی​بنیاد از این فرهادکش فریادز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گلجهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقیاگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوستصباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیزشب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعینحدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینممرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینمکه کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینمبیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینمکه سلطانی عالم را طفیل عشق می​بینمحرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینمکه غوغا می​کند در سر خیال خواب دوشینماگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینمهمانا بی​غلط باشد که حافظ داد تلقینم